عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )
مقدمهء مصحح 30
مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )
زحمات ديگر تقبل فرمودند و اينك خداى را صد هزار سپاس مىگويم كه توفيق اتمام و اكمال اين كتاب را فراهم آورد . هرچند كه همه دشوارىها و زحمتها بر دوش عزيزانى قرار داشته و دارد كه با لطف فراوان نارسايىها و ناتوانىها را تحمل كردهاند تا مگر كارى منقح و مصحح و مكمل فراهم آورند . اجرشان با خداوند منان كه من جز شرمندگى عذرخواهى ندارم و كارى جز سپاس و تشكر آن هم به زبان و بنان نمىتوانم . اميدوارم همگى عزيزان دستاندركار چه آنان كه از جانب ميراث مكتوب مرا بر كاستىهاى كتاب آگاه فرمودند ، چه آنانكه در مؤسسهء دايرة المعارف بزرگ با اين دقت و سرعت همراه با لطف و محبت اين اوراق را در اختيار من نهادند ، در كار عظيمى كه هريك وجههء همّت بلند خود قرار دادهاند موفق و مؤيد باشند و اين قصور و تقصير را بر من ببخشايند . يك بار ديگر هزاران سپاس به درگاه پروردگار بيرون از حد و قياس كه اين بنده ناتوان مهجور را از عنايت و تفضل خود بىنصيب نگذاشت و در آخرين لحظات من حيث لا يحتسب به من توفيقى عنايت فرمود كه اين مجموعه را ابتر نگذارم بلكه به صورت كاملتر و جامعتر تقديم اهل نظر و اصحاب معرفت كنم . مجموعهاى كه تصور مىكنم كه پايان كار و آخرين اثر از من باشد كه روزهاى زندگى رو به اتمام است و آفتاب حيات بر لب بام . نفت چراغ عمر به پايان رسيده است * اينك فتيله سوزد و اين كور سو از اوست آرزو دارم كه از روزگار چندان فرصت يابم كه اين كتاب را به صورتى ويراسته و پيراسته و چاپى منقح و آراسته ببينم . عمر كوتاه و آرزوى دراز و لله الحمد اولا و آخرا و ظاهرا و باطنا همراه با درودى از بن دندان و بدرودى از دل و جان تهران به تاريخ 17 اسفند 1381 عبد الحسين نوايى